به گزارش آهن آنلاین؛ تغییر در شیوه تعیین نرخ پایه تختال میتواند یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر بازار محصولات تخت در روزها و هفتههای پیشرو باشد. براساس آخرین دستورالعمل اعلامشده ازسوی بورس کالا که از تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵ لازمالاجراست، نحوه قیمتگذاری تختال تغییر کرده و ارتباط مستقیمتری میان نرخ داخلی شمش، قیمتهای جهانی و نرخ پایه تختال ایجاد شده است. بررسی ارقام فعلی نشان میدهد اجرای این دستورالعمل میتواند نرخ پایه تختال را نسبتبه عرضههای قبلی کاهش دهد؛ اما سؤال مهمتر این است که آیا این کاهش در نهایت به افت قیمت ورق و سایر محصولات تخت در بازار منجر خواهد شد یا صرفاً یک اصلاح در مبنای قیمتگذاری بورس کالا باقی میماند؟
فرمول جدید؛ فشار از سمت شمش
مطابق دستورالعمل جدید، نرخ پایه تختال برمبنای نسبت قیمت جهانی تختال به قیمت جهانی شمش و آخرین نرخ کشفشده داخلی تعیین میشود. به بیان سادهتر، قیمت جهانی بهعنوان عاملی برای تعیین نسبت ارزش تختال به شمش وارد محاسبات شده و نرخ داخلی شمش نیز نقش لنگر اصلی قیمتگذاری را ایفا میکند. دراینمیان، یک نکته مهم در متن دستورالعمل وجود دارد: نرخ پایه تختال نمیتواند کمتر از ۴ درصد بالاتر از آخرین نرخ کشفشده شمش بلوم در بورس کالا تعیین شود. همین کف قیمتی در شرایط فعلی اهمیت زیادی پیدا میکند؛ زیرا بررسی قیمتهای جهانی نشان میدهد فاصله ارزش تختال و شمش لزوماً به ۴ درصد نمیرسد.
براساس بررسیهای انجامشده، نرخ فوب تختال CIS در دریای سیاه حدود ۴۸۵ دلار به ازای هر تن و نرخ فوب شمش حدود ۴۷۵ دلار گزارش شده است. بنابراین اختلاف این دو محصول در بازار جهانی حدود ۲ درصد است. درنتیجه، وقتی نسبت جهانی کمتر از کف ۴ درصدی تعیینشده در دستورالعمل باشد، عملاً همین کف ۴ درصدی مبنای قیمتگذاری قرار میگیرد. باتوجهبه آخرین نرخ کشفشده میانگین موزون شمش بلوم در بورس کالا، یعنی حدود ۶۱۱ هزار و ۶۱۵ ریال، نرخ پایه تختال در این چارچوب به محدوده ۶۳۶ هزار ریال نزدیک میشود. این رقم را باید با نرخ پایه ۶۸۳ هزار ریالی تختال در عرضه ۳۰ تیرماه مقایسه کرد؛ مقایسهای که از احتمال کاهش حدود ۴۷ هزار ریالی، معادل نزدیک به ۴۷۰۰ تومان به ازای هر کیلو، در نرخ پایه تختال حکایت دارد.
تختال ارزانتر، ورق ارزانتر؟
در نگاه اول، پاسخ روشن است: وقتی ماده اولیه ارزانتر شود، باید انتظار کاهش قیمت محصول نهایی را داشت. اما بازار فولاد به این سادگی عمل نمیکند. تختال، ماده اولیه اصلی بخش قابلتوجهی از زنجیره محصولات تخت است و نرخ معامله آن در بورس کالا، مستقیماً یا غیرمستقیم در محاسبات قیمت محصولات پاییندست اثرگذار است. بنابراین کاهش نرخ پایه تختال میتواند هزینه تأمین ماده اولیه تولیدکنندگان ورق را کاهش دهد و در ادامه، فشار کاهشی بر نرخ پایه انواع ورق ایجاد کند.
از اینمنظر، اجرای دستورالعمل جدید را میتوان یک سیگنال کاهشی برای بازار محصولات تخت دانست؛ بهخصوص اگر نرخهای جهانی و قیمت شمش داخلی در همین محدوده باقی بمانند. اما نکته مهم اینجاست که کاهش نرخ پایه تختال الزاماً به همان میزان به قیمت ورق منتقل نخواهد شد. هزینههای انرژی، حملونقل، تبدیل تختال به ورق، هزینههای مالی و عملیاتی تولیدکنندگان و همچنین شرایط عرضه و تقاضای بازار، همگی میتوانند شدت انتقال این کاهش را تغییر دهند. بنابراین نباید انتظار داشت کاهش حدود ۴۷۰۰ تومانی نرخ پایه تختال به معنای کاهش ۴۷۰۰ تومانی قیمت هر کیلو ورق در بازار آزاد باشد. این عدد بیشتر باید بهعنوان ظرفیت بالقوه کاهش هزینه در ابتدای زنجیره دیده شود که در مراحل بعدی ممکن است بخشی از آن به محصول نهایی منتقل شود.
بازار ورق در دوراهی قیمت و تقاضا
اثر واقعی دستورالعمل جدید زمانی مشخص میشود که آن را در کنار وضعیت فعلی بازار قرار دهیم. اگر تقاضای محصولات تخت همچنان ضعیف باشد، کاهش نرخ تختال میتواند قدرت چانهزنی خریداران را افزایش داده و فروشندگان ورق را برای تعدیل قیمت تحت فشار قرار دهد. در چنین شرایطی، بازار آزاد معمولاً با فاصله زمانی کوتاهی نسبتبه کاهش قیمت مواد اولیه واکنش نشان میدهد؛ بهخصوص اگر عرضهکنندگان ورق نیز کاهش هزینه تولید را در قیمتهای خود لحاظ کنند. اما اگر همزمان نرخ ارز افزایشی شود یا قیمتهای جهانی تختال و ورق در مسیر صعودی قرار بگیرند، بخشی از اثر کاهشی دستورالعمل جدید خنثی خواهد شد. بههمیندلیل، جهت قیمت ورق را نمیتوان تنها با اتکا به فرمول جدید بورس کالا پیشبینی کرد. درواقع، دستورالعمل جدید یک فشار کاهشی اولیه ایجاد میکند، اما ادامه مسیر قیمت به سه متغیر اصلی وابسته خواهد بود: نرخ شمش داخلی، قیمت جهانی محصولات تخت و وضعیت تقاضای بازار داخلی.
کاهش قیمت محصولات تخت؛ بله، اما نه لزوماً پایدار
پاسخ به سؤال اصلی گزارش این است که اجرای دستورالعمل جدید میتواند در کوتاهمدت زمینه کاهش قیمت محصولات تخت را فراهم کند، اما بهتنهایی تضمینکننده یک روند نزولی پایدار نیست. اگر نرخ شمش بلوم در محدوده فعلی باقی بماند و قیمتهای جهانی نیز تغییر محسوسی نداشته باشند، نرخ پایه تختال در مقایسه با عرضه قبلی ظرفیت کاهش قابلتوجهی دارد. این کاهش میتواند ابتدا در معاملات تختال، سپس در قیمت ورق و در ادامه در سایر محصولات پاییندست این زنجیره منعکس شود. بااینحال، شدت این اثر در هر حلقه متفاوت خواهد بود. بیشترین اثر در خود بازار تختال و پس از آن در قیمت تمامشده ورق قابل انتظار است؛ اما در بازار آزاد، میزان کاهش قیمت به شرایط عرضه و تقاضا، موجودی انبارها و رفتار فروشندگان بستگی دارد.
درعینحال، این تغییر را نباید به معنای سیگنال نزولی برای قیمت میلگرد و سایر آهن آلات دانست؛ چرا که این محصولات بیش از آنکه از نرخ تختال اثر بپذیرند، تحتتاثیر نرخ شمش، وضعیت تقاضای مقاطع طویل و شرایط عمومی بازار قرار دارند. از طرفدیگر، اگر در هفتههای آینده نرخ شمش داخلی افزایش پیدا کند، حتی با ثابت ماندن نسبت جهانی، نرخ پایه تختال نیز دوباره تحتتاثیر قرار خواهد گرفت. بههمیندلیل، نمیتوان کاهش فعلی را بهعنوان آغاز یک روند قطعی و بلندمدت نزولی در بازار محصولات تخت تلقی کرد. بنابراین فعلاً میتوان گفت کفه ترازو به نفع کاهش قیمت محصولات تخت سنگینی میکند، اما برای تبدیل این سیگنال به یک روند نزولی پایدار، باید منتظر نخستین عرضههای تختال با دستورالعمل جدید و واکنش همزمان بازار ورق ماند.





دیدگاهتان را بنویسید