به گزارش آهن آنلاین؛ شکاف قیمت ورق سیاه میان آمریکا و آسیا دیگر صرفاً یک اختلاف منطقهای نیست؛ این فاصله به تصویری روشن از دو مسیر متفاوت سیاستگذاری فولاد تبدیل شده است. در آمریکا، تعرفه و محدودیت واردات، قیمت داخلی را از فشار عرضه جهانی جدا کرده، در حالی که چین با ضعف تقاضای داخلی، ظرفیت مازاد و رقابت صادراتی روبهروست. نتیجه، فاصلهای است که برای خریداران و صادرکنندگان مهمتر از یک عدد قیمتی است: این شکاف مسیر جریان تجارت، مقصد صادرات و سقف انتظارات قیمتی در بازارهای دیگر را تغییر میدهد. پرسش اصلی اکنون دوام این واگرایی و میزان انتقال آن به بازارهای ثالث است.
دو بازار، دو منطق قیمتگذاری ورق سیاه
در آمریکا، HRC در هفتههای اخیر در محدوده بالای ۱۱۰۰ دلار به ازای هر شورت تن قرار داشته است. نُکور در پایان ژوئیه قیمت مصرفکننده HRC را به ۱۱۴۵ دلار در هر شورتتن رساند و قیمت ورق سیاه در برخی مبادی غربی به ۱۲۰۰ دلار رسید؛ آرگوس نیز قیمت تحویل کارخانهای آمریکا را در هفته ۱۲ تا ۱۸ ژوئیه ۱۱۷۴ دلار گزارش کرد. همزمان، دولت آمریکا از آوریل ۲۰۲۶ نرخ ۵۰ درصدی تعرفه Section 232 را برای بخش عمده محصولات فولادی اعمال کرده است. این سیاست با بالا بردن هزینه واردات، قیمت جهانی را از قیمت داخلی آمریکا جدا و قدرت قیمتگذاری تولیدکننده داخلی را تقویت میکند.
در مقابل، شاخص HRC فوب چین در پایان ژوئیه حدود ۴۸۷ دلار بود. یک نکته فنی مهم اینجاست: مقایسه مستقیم ۱۱۷۰ دلار آمریکا با ۴۸۷ دلار چین دقیق نیست، چون اولی به ازای شورتتن و دومی به ازای تن متریک است. ۱۱۷۰ دلار در هر شورتتن تقریباً معادل ۱۲۹۰ دلار در هر تن متریک است؛ بنابراین شکاف قابلمقایسه به حدود ۸۰۰ دلار میرسد. این اصلاح، عمق واقعی واگرایی را بهتر نشان میدهد.
شکاف قیمتی، علامت مازاد است نه فقط تعرفه
اگر این فاصله را فقط به تعرفه نسبت دهیم، بخش مهم ماجرا حذف میشود. در چین، ظرفیت تولید از توان جذب تقاضای داخلی جلو زده و ضعف مسکن و ساختوساز، تخلیه عرضه در بازار داخلی را محدود کرده است. OECD میگوید صادرات فولاد چین در ۲۰۲۵ به رکورد ۱۳۱ میلیون تن رسید؛ ۱۵۳ درصد بیشتر از ۲۰۲۰. در بازار HRC نیز S&P Global از فشار ظرفیت جدید، افت ۳۸.۵ درصدی قیمتها نسبت به ۲۰۲۱ و نزدیکشدن حاشیه سود کارخانهها به صفر خبر داده است. بنابراین بخشی از فشار تولید، به بازار صادرات منتقل میشود.
پیام این وضعیت برای بازارهای ثالث مهم است: پایینبودن قیمت چین الزاماً به معنای «ارزان بودن پایدار فولاد» نیست؛ میتواند نشانه تلاش تولیدکنندگان برای یافتن مقصدی برای عرضه مازاد باشد. هرچه آمریکا دیوار تعرفهای خود را بالاتر نگه دارد، بخشی از این عرضه به اروپا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا فشار میآورد. در نتیجه، شکاف آمریکا و چین دو اثر متضاد دارد؛ قیمت آمریکا را بالا نگه میدارد و قیمت مرجع صادراتی آسیا را تحت فشار قرار میدهد.
اثر دومینو برای بازارهای منطقهای
برای خاورمیانه، این واگرایی به معنای آن است که قیمت آمریکا نمیتواند مرجع مستقیم بازار باشد. ورق آسیایی همچنان از هزینه تولید، نرخ ارز، کرایه حمل، محدودیتهای تجاری و قدرت خرید مقصد اثر میگیرد. اگر عرضه چینی با قیمت پایینتر به بازارهای منطقهای منتقل شود، فشار آن بیشتر بر تولیدکنندگانی خواهد بود که در رقابت صادراتی با چین قرار دارند. بنابراین قیمت ورق در بازارهای منطقهای میتواند حتی بدون افت شدید تقاضای داخلی، تحت فشار قرار گیرد.
برای ایران نیز مسئله مهم است. اگر قیمت صادراتی چین در محدوده ۴۸۵ تا ۵۰۰ دلار تثبیت شود، سقف رقابتی بازارهای پیرامونی پایین میماند و قدرت چانهزنی خریداران افزایش مییابد. در این شرایط، حتی اگر نرخ ارز یا هزینه تولید مانع افت شدید قیمت آهن شود، رشد پایدار قیمت ورق بدون پشتوانه تقاضای واقعی دشوار خواهد بود. خطر اصلی برای تولیدکننده ایرانی لزوماً ریزش قیمت جهانی نیست؛ طولانیشدن دوره قیمت پایین و اشباع تدریجی بازارهای صادراتی با عرضه ارزانتر، تهدید مهمتری است.
سه مسیر پیشرو برای قیمت ورق سیاه
سناریوی پایه، تداوم واگرایی است: آمریکا به پشتوانه تعرفهها قیمتهای بالا را حفظ کند و چین بهدلیل ضعف تقاضا در محدوده پایین بماند. نشانه آن، ثبات HRC چین زیر ۵۰۰ دلار و باقیماندن قیمت آمریکا بالای ۱۱۰۰ دلار است. در این حالت فشار بر بازارهای ثالث ادامه مییابد.
سناریوی دوم، تشدید فشار آسیایی است؛ یعنی ظرفیت جدید چین، ضعف ساختوساز و رشد صادرات، HRC را به کفهای جدید برساند. در این وضعیت، کشورهای واردکننده احتمالاً محدودیتهای تجاری بیشتری وضع میکنند و ریسک پراکندگی عرضه در بازارهای منطقهای بالا میرود. سناریوی سوم، اصلاح صعودی آسیاست؛ اما برای آن باید نشانهای از کاهش تولید، بهبود تقاضای داخلی یا محرک جدی اقتصادی در چین دیده شود.
هرچند روشن است که این شکاف را نباید سیگنال صعود جهانی فولاد تلقی کرد. قیمت آهن آلات بالای بیشتر «قیمت سیاستگذاریشده» در آمریکا است و قیمت پایین چین بیشتر «قیمت ناشی از فشار عرضه». تا زمانی که این دو منطق تغییر نکنند، بازارهای میانی همچنان میدان اصلی انتقال فشار خواهند بود.





دیدگاهتان را بنویسید