اقتصاد آنلاین، آرمان هنرکار؛ تأمین مالی جمعی یکی از نوینترین شیوههای تامین مالی در ایران است. اجرای این شیوه تامین مالی در ایران به حدود ۳ سال پیش برمیگردد. در ابتدای امر قرار بر این بود که این شیوه تامین مالی بیشتر متمرکز بر روی صنایع کوچک و حتی دانش بنیانها باشد تا بتوانند توسعه را به نحو احسن در کشور اجرا کنند، اما چنین نشد. علت این اتفاق هم ترس ناظران از عدم بازگشت سود لازم در این شیوه تامین مالی بود. این گزاره در وهله نخست، صحیح تلقی میشود، اما حقیقت این است که در این نقطه از اقتصاد نیز، تمایل ناظران بر جزیرهای کردن ایران بوده است.
کرادفاندینگ مدرن از کجا شروع شد؟
تامین مالی جمعی سالها پیش در جهان ایجاد شد، این شیوه تامین مالی را در جهان گروه موسیقی Marillion ابداع کرد، این گروه در سال ۱۹۹۷ از طرفداران خود خواست که برای تامین هزینه کنسرت آنها، مبلغی را واریز کنند که در نهایت ۶۰ هزار دلار از این طریق جذب شد. اما در ادامه اولین کرادفاندینگ در قالب پلتفرم در سال ۲۰۰۰، توسط ArtistShare انجام شد که تمرکز آن بر روی آثار هنری بود و در ادامه Kickstarter و در سال ۲۰۰۹ به صورت بسیار حرفهایتر این مسیر را ادامه داد.
اروپا و ۴ میلیارد یورو کرادفاندینگ
برگردیم به امروز؛ زمانی که دیگر کرادفاندینگ یک ابداع عجیب و غریب محسوب نمیشود و بخش خصوصی در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند. طبق اطلاعات به دست آمده از ESMA (نهاد ناظر بازار سرمایه اتحادیه اروپا) در سال ۲۰۲۴ بیش از ۴ میلیارد یورو از این طریق، تامین مالی صورت گرفته است.
ایران اسیر جزیره شدن
اما مشکل کار کرادفاندینگ ایران کجاست؟ پاسخ مشخص است، ناظر و سیاستگذار ایرانی علاقه ویژهای دارد که قبول نکند، چرخ بیش ۵۵۰۰ سال پیش در بینالنهرین ساخته شده و دیگر نیاز نیست خودش از نو، آن را درست کند و به آن ساز و کار بخشد، همین مورد دقیقا در حوزه کرادفاندینگ صدق میکند، به عنوان مثال شرکتهایی که به دنبال این شیوه تامین مالی در ایران هستند باید حتما چندین سال صورت مالی حسابرسی شده داشته باشند.
تضمین اگر داشتم، تامین مالی جمعیام چه بود؟!
در همین نقطه باید گفت که روند فعلی در عمل خیانت به هدف اصلی کرادفاندینگ است چرا که ایجاد آن برای شرکتهایی بود که توان ارائه چنین مواردی را ندارند و تازه تاسیس هستند. ضمن اینکه اگر مدیرعامل یک شرکت با هرکدام از سکوهای موجود تماس برقرار کند، سوال ابتدایی از آنها این است که «سال پیش چقدر سود کردی؟»، مدیرعامل شرکت تازه تاسیس نیز در پاسخ اعلام میکند که ما در کل ۲ سال است که فعالیت خودمان را شروع کردیم و سود خالص ما حدود یک میلیارد است، مدیر سکو نیز با پوزخندی از پشت تلفن از آن استقبال میکند و میگوید «شاید بتوانی ۲ میلیارد بگیری، آن هم اگر یک دارایی ۲ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومانی داشته باشی که بتوانی آن را به عنوان وثیقه به ما بدهی!»
مشکل دیگر، تضمین اصل سرمایه است که قانونی برساخته ذهنِ مدیرانِ چرخ از نو بساز است! آنها فرض را بر این قرار دادهاند که «قیم مردم» هستند و مانند یک پدر میگویند که شکار نکن، چون احتمال دریدن تو توسط حیوانات وحشی وجود دارد، اما به این فکر نمیکنند که اگر ریسک خورده شدن وجود دارد، در مقابل شکار آهو نیز محتمل است.
در جهان تضمین معنایی ندارد
در اتحادیه اروپا و ایالت متحده آمریکا، اصولا تضمینی برای اصل سرمایه مردم وجود ندارد و این گزارشها هستند که ملاک صحیح برای انتخاب مقصد سرمایه مردم هستند و در اتحادیه اروپا و همچنین در آمریکا و بریتانیا، همه پلتفرمها موظفند که واضح بنویسند این سرمایهگذاری پر ریسک است و احتمال از دست رفتن کل سرمایه وجود دارد.
البته قوانینی وجود دارد که ریسک سرمایهگذاری را برای مردم کاهش میدهد، به عنوان مثال در آمریکا سرمایهگذار خرد تنها درصدی از دارایی خود را میتواند بر روی کرادفاندیگ سرمایهگذاری کند، اما در مقابل سرمایهگذار متخصص محدودیتی در این زمینه ندارد. همچنین سرمایهپذیر باید بیانیه ریسک، مدل درآمدی و مقصد منابع را برای سکو مشخص کند و سکو آن را بر روی سایت درج کند.
در واقع کشورهای توسعه یافته به جای اینکه سرمایهپذیر را از تامین مالی ناامید کنند (اتفاقی که در ایران رخ داده است) بر اساس مدیریت ریسک از طریق مقرراتگذاری هوشمند، فرآیند را پیش میبرد. به بیان سادهتر ناظر به جای اینکه ریسک را از بین ببرد آن را شفاف میکند.
نسخههای مختلف کرادفاندینگ
البته این را هم نباید فراموش کنیم که مدلهای مختلفی از کرادفاندینگ وجود دارد، مدل نخست که در حال حاضر در ایران وجود ندارد، Reward_based یا همان pre sale است که سرمایهگذار پول میدهد، اما در نهایت پولی دریافت نمیکند بلکه محصول یا پاداش دریافت میکند. به عنوان مثال شما برای ساخت یک خانه در تامین مالی جمعی شرکت میکنید و در نهایت یک واحد از آن را دریافت میکنید و یا به جای آن یک خودرو تحویل میگیرید، در این مدل به هیچ عنوان ضمانتی وجود ندارد، چراکه سرمایهگذار، شریک در تولید آن محصول است.
مدل دیگر Equity است که بر اساس آن شرکت سرمایهپذیر سهمی از فروش را تخصیص میدهد که اگر بخواهد برای آن و به صورت خود خواسته ضمانتی ایجاد کند با قوانین سخت SEC و FCA روبهرو میشوند که در عمده موارد، شرکتها چنین کاری نمیکنند، مدل دیگر Debt یا Lending است که سرمایه بر روی پروژه هزینه میشود و سودی برای آن پیش بینی میشود، اما به هیچ عنوان ضمانتی در این میان وجود ندارد.
یکی دیگر از مدلهای کرادفاندینگ که در جهان به شدت نادر است، همان مدلی است که در ایران انجام میشود و نامش Insured یا همان بیمه شده است. این نکته را نباید فراموش کنیم که طبق گزارش World Bank این شیوه تامین مالی صرفا محصور به مزیت اقتصادی نیست بلکه یک مدل از برندینگ و ارتباط اجتماعی نیز در درون آن وجود دارد که میتواند به توسعه آن شرکت و در ادامه توسعه اقتصادی بیانجامد.
ارزش تامین مالی جمعی در ایران
اما در ایران و با وجود محدودیتهای ذکر شده، میزان تامین مالی انجام شده از طریق کرادفاندینگ از ابتدای سال تا پایان دی ماه ۱۳.۷ هزار میلیارد تومان بوده است و به گفته مدیرعامل فرابورس ایران، این عدد در روز ۱۳ بهمن به نزدیک ۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده که این عدد به هیچ عنوان جذابیت ویژهای ندارد، چراکه اگر واقعا این بومیسازی نتیجهبخش بود، حداقل باید رشد آن بیشتر از تورم میبود، اما اگر در نمودار زیر دقت کنید متوجه میشوید که ارزش تامین مالی جمعی انجام شده از این طریق ۵۰ درصد و تقریبا مطابق با تورم افزایش پیدا کرده است.

در نهایت امید میرود که دولتمردان و سیاستگذران، دست از مقابله با توسعه و بازار آزاد برداشته و دیگر نخواهند قیم مردم باشند.






دیدگاهتان را بنویسید