اقتصاد آنلاین – رجا ابوطالبی: پسته طی دهههای اخیر همواره در فهرست سه کالای اصلی صادرات غیرنفتی کشور قرار داشته است.
سطح زیرکشت پسته کشور بین حدود ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار هکتار در نوسان بوده و تولید سالانه آن در بهترین سالها به بیش از ۶۴۸ هزار تن در سال ۱۳۹۶ رسیده است. این نوسانات، عمدتا تحت تاثیر عوامل اقلیمی، محدودیت منابع آب و شرایط بازارهای بین المللی بودهاند.
شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک مناطق کشت پسته، همراه با زیرساختهای تاریخی باغداری و مهارت نسلهای متعدد کشاورزان، مزیت تولیدی ایران را تقویت کرده است. از سوی دیگر پسته ایران به دلیل درصد بالای خندان بودن، طعم و عطر ویژه ناشی از خاک و آب شور کویری، جایگاه ویژهای در بازارهای جهانی دارد.
ایران دیگر بازیگر نیست
با این حال، تحولات بازار جهانی، ورود رقبا و تغییر الگوهای مصرف این مزیتها را با چالش روبه رو کرده است. ایالات متحده آمریکا، از اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی، با سرمایه گذاری در کشت مکانیزه، آبیاری هوشمند و توسعه ارقام اصلاح شده، توانسته سهم قابل توجهی از بازار ایران را تصاحب کند.
بر اساس دادههای بین المللی، در سال ۲۰۱۰، ایران حدود ٪۵۰ از بازار جهانی پسته را در اختیار داشت، اما این سهم تا سال ۲۰۲۰ به کمتر از ٪۳۰ کاهش یافت. در مقابل، آمریکا سهم بازار خود را از حدود ٪۳۰ به بیش از ٪۴۵ در سال ۲۰۲۲ رسانده است.
نوسان صادرات
در چنین بستری، تحلیل روند صادرات پسته در مقایسه با کل صادرات غیرنفتی کشور، تصویر دقیقتری از جایگاه و چالشهای این محصول راهبردی ارائه میدهد. دادههای موجود نشان میدهد که اگرچه کل صادرات ایران در سالهای اخیر روندی افزایشی را تجربه کرده و از حدود ۱۵ میلیارد دلار به بیش از ۵۴ میلیارد دلار رسیده است، اما صادرات پسته اعدادی کمتر از یک میلیارد دلار را به چشمان خود دید.

این نوسانات بیانگر آن است که پسته، علیرغم جایگاه تاریخی خود، سهم باثبات و رو به رشدی از کیک صادرات غیرنفتی کشور نداشته و در برخی سالها سهم آن به شکل محسوسی کاهش یافته است. این روند، بیش از هر چیز، بازتاب بحران بهرهوری در بخش تولید و نیز ضعف در سازگاری با تحولات بازار جهانی است.
کاهش عملکرد، سالهای کمبار و پدیدههای اقلیمی نظیر خشکسالیهای متوالی، موجب شده تولید کشور با افتهای دورهای مواجه شود. این در حالی است که رقبای اصلی، بهویژه ایالات متحده آمریکا، با اتکا به الگوی کشت صنعتی، مدیریت دقیق زنجیره تامین و بهرهگیری از فناوریهای نوین، توانستهاند تولید پایدار و قابل پیشبینیتری را به بازار عرضه کنند.
خامفروشی و ضعف برندسازی
حتی اگر تکنولوژیهای روز دنیا را استفاده کنیم، اما کماکان احتمال باز پسگیری بازار جهانی پایین است. چرا که در شرایطی که بازار جهانی به سمت محصولات فرآوریشده، بستهبندیهای مدرن و استانداردهای سختگیرانه بهداشتی حرکت کرده، بخشی از صادرات ایران همچنان مبتنی بر الگوهای سنتی باقی مانده است.
نبود یک «برند ملی» قدرتمند برای پسته ایران موجب شده بخش قابل توجهی از این محصول پس از صادرات، با نام و نشان سایر کشورها در بازارهای جهانی عرضه شود؛ مسئلهای که ارزش افزوده نهایی را کاهش میدهد.
از آنجایی که پستهی ایران، با برندی جدید و توسط سایر کشورها صادر میشود، اهمیت و جایگاه این محصول را در سبد جهانی به خوبیس منعکس میکند. گزارهای که با اتکا به آن میتوان گفت که بازار صادراتی پسته همچنان پتانسیل رشد و ارزآوری را دارا است.
شرکای تجاری
قریب به ۵۰ درصد پستهی صادراتی کشور روانهی دو کشور چین و هند میشود. هند که بعد از اعمال مجدد تحریمها، به متحدان آمریکا پیوسته و حتی جلوی کشتیهای تجاری ایران را در آبهای آزاد میگیرد. اتفاقی که میتواند ۱۴ درصد فروش پستهی ایران را تحت تاثیر قرار دهد.

از طرفی، وضع تعرفهی سنگین ۲۵ درصدی آمریکا برای کشورهایی که با ایران به تجارت میپردازند، سبب میشود که چین نیز دست به عصاتر با کشورمان وارد معامله گردد و این بدان معنا است که ۳۳ درصد دیگر از بازار صادراتی پستهی ایران نیز مخدوش میشود.
از آنجایی که تاریخ نشان داد که ایران توان و پتانسیل تامین ۵۰ درصدی پستهی دنیا را دارد، تغییر در نحوهی کشت و برداشت و حتی ایجاد بازارهای جدید برای صادرات محصول، میتواند ارزآوری از این محل را تقویت کند. این مهم در شرایط فعلی که ارزش پول ملی سقوط آزاد وحشتناکی را تجربه کرده است، بیش از هر زمان دیگری شدنی خواهد بود.






دیدگاهتان را بنویسید